|
رهرو آن نیست که گه خسته گهی تند رود. رهرو آنست که آهسته و پیوسته رود.
|
بمن فرمود پیر راه بینی
مسیح آسا دمی، خلوت گزینی
که از جهل چهل سالت رهاند
اگر با دل نشینی، اربعینی
نباشد ای پسر صاحبدلان را
بجز دل در دل شبها قرینی
مگو این کافرست و آن مسلمان
که در وحدت نباشد کفر و دینی
عجب نبود اگر بادشمن و دوست
نباشد عاشقان را مهر و کینی
خدا را سرحکمت را مگویید
مگر با چون فلاطون، خم نشینی
نروید لاله از هر کوهساری
نخیزد سبزه از هر سرزمینی
برو وحدت گر از اهل نیازی
بکش پیوسته ناز نازنینی
وحدت کرمانشاهی